نقش فرهنگ و اداب و رسوم زندگی عشایری در جذب توریست(نمونه موردی: ایل قشقایی طایفه رحیملو)
محمد رضائی رحیمی
مدرس دانشگاه
Rezaei.ani68@yahoo.com
چکیده
عشایر در گذر قرنها زندگی دسته جمعی خود، در حفظ ساختار فرهنگی و اجتماعی قبیلهای خویش به شیوهای زیبا و باورنکردنی تلاش کردهاند و میتوان گفت که بسیارهم در این زمینه موفق بودهاند. مناطق عشایری ایران همچون میراثی هستند که اصالت بشر را در جنبههای فرهنگی و انسانی آن میتوان دید. عشایر جزیی افتخارآمیز از تمدن ایران زمین هستند و تجربیات چند هزار ساله زندگیشان در سفر بیشک برای طرفداران سفر شگفتانگیز خواهد بود. گردشگران بسیاری در سراسر جهان هستند تمایل دارند از نزدیک سبک زندگی این مردمان زحمتکش را مشاهده کرده هر چند در سالهای اخیر مظاهر فناوری، مقداری زندگی بکر عشایر را تحت تأثیر قرار داده است، همچنان کوچنشینان بسیاری سنتها و ارزشهای اصیل ایرانی خود را حفظ کردهاند که دیدن همین سنتها، جذابیتهای بسیاری برای گردشگران داخلی و خارجی دارد. در این مقاله سعی شده بیشتر با آداب و فرهنگشان آشنا شویم همچنین مشکلاتشان را بیشتر بشناسیم و در آخر به ارائه پیشنهادتی که مطمئنا از حداکثر مشکلاتشان کاسته میشود می پردازیم.
کلمات کلیدی: زندگی عشایری، قشقایی، طایفه رحیملو ، گردشگری
مقدمه
کشور ایران بنابر موقعیت جغرافیایی خاص خود بویژه در سمت شمال و شمال شرقی که مدخل ورود اقوام کوچ نشین می باشد از ابتدا این پدیده را تجربه کرده است و یکی از مناطق کوچ نشین در جهان محسوب می شود. علاوه بر موقعیت جغرافیایی ایران باید به موقعیت نسبی آن، یعنی مجاورت با آسیای مرکزی، عربستان و هند که خود در پیدایش زندگی کوچ نشینی موثرند اشاره کرد. اهمیت موضوع فقط در پیدایش شکل خاصی از معیشت انسانها نیست، بلکه پیدایش نمادهای فرهنگی کوچ نشینی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو فرهنگ کشور تا حدود بسیاری تحت تاثیر مجموعه ای از عملکرد فرهنگهای عشایری منطقه است.مطالعه فرهنگ معنوی خرده فرهنگ های کشورمان همواره مورد کم عنایتی قرار گرفته است، این در حالی است که فرهنگ معنوی است که ارتباط مستقیمی با زندگی روزمره انسان ها دارد و اگر نیاز باشد مردمی را به بهترین شیوه شناخت یکی از مهمترین مسائل مطالعه بر روی فرهنگ غیرمادی و معنوی آنها است. برای تحقیق در فرهنگ غیر مادی، یکی از بهترین شیوه ها مردم نگاری است. در واقع غایت مردم نگاری، توصیف فرهنگی است، که امروزه این توصیف از خلال تجربه میدانی بدست می آید. مردم نگاری امروزه با عنوان توصیف فرهنگی و تمرکز بر موضوعی خاص اهمیت بالایی پیدا کرده است.جامعه عشايري كشور سابقه اي طولاني در تاريخ و فرهنگ ايران زمين دارد. از زمانهاي گذشته تاكنون بخشي از مردم در پهنه جغرافيايي ايران نوعي از زندگي را برگزيده اند كه با استفاده از چراگاه هاي طبيعي، به پرورش دام مي پردازند و فعاليت عمده آنها دامداري است. جامعه عشايري كشور در كنار جامعه شهري و روستايي جامعه سومي را به وجود آورده است. اين جامعه با گذشت قرون، در اثر عوامل گوناگون اهميت خود را از دست داده است. قبل از رژيم پهلوي ايلات و عشاير كشور در نقاط پرجمعيت سهم مهمي در اداره مملكت به عهده داشته اند. به طوري كه ازدوره صفويه به بعد اكثر خاندانهاي شاهي ايران از ايلات برخاسته اند. صفويه، زنديه افشاريه و قاجاريه از جمله سلسله هاي حكومتي ايران هستند كه يكي بعد از ديگري در اثر تفوق بر ساير ايلها و جوامع يكجانشيني اداره كشور را به عهده گرفته اند. بسط و توسعه شهرنشيني و دگرگوني هاي عمده در ساختار اقتصادي و شيوه هاي توليد سبب بر هم خوردن تعادل جامع عشايري شده است. اين تغييرات در اوايل قرن حاضر و آغاز زمامداري سلسله پهلوي در ايران كه بعد از گذشت چند قرن اولين حكومت غير ايلي و عشايري را در كشور به وجود آورده است، بيشتر از هميشه در ايجاد تحول در جامعه عشايري موثر بوده است. عدم دسترسي دولت مركزي و فقدان نظارت آن بر جامعه عشايري در آغاز زمامداري رضاخان و نيز ناتواني دولت در اعمال قدرت در اين جامعه سبب اعمال روش هايي براي دگرگوني در اين جامعه شده است. بدين منظور اعمال يكجانشيني اجباري (تخته قاپو) بين سال هاي 1314 تا 1320 به دستور رضاخان و به منظور استقرار سيطره حكومت مركزي در نقاط كشور از جمله اهداف دولت مركزي در مورد جامعه عشايري كشور بوده است. در اثر اعمال اين سياستها جامعه عشايري كشور روبه از هم پاشيدگي نهاده. نبود برنامهاي صحيح و از پيش آماده براي تغيير الگوي زيستي عشاير از نظام كوچ نشيني به يكجانشيني سبب بروز اختلالاتي چند در اين جامعه شد. بنابراين طبيعي به نظر مي رسد كه جامعه عشايري كشور كه نتوانسته بود خود را با نظام يكجانشيني وفق دهد پس از آغاز جنگ جهاني دوم و آزادي بالنسبه اي كه در اثر سقوط رضاشاه به دست آورده بود مجددا به كوچ ادامه دهد. ليكن درگيري هاي ممتد بين ايلات و حكومت مركزي در سال هاي 30 تا 40 زمينه را براي طرد جامعه عشايري فراهم آورد. اعلام ملي شدن مراتع كشور در 1341 آخرين حربه هاي حكومت مركزي براي سلب استقلال سياسي و اقتصادي عشاير كشور در قلمرو زيستي آنان بوده است. جمعيت عشاير كوچ نشين كشور بدون برنامه ها و سياست هاي اقتصادي مفيد به نفع جوامع يكجانشين تحليل رفت و از اهميت آن كاسته شد آن تعداد از جمعيت عشايري كوچنده كه به زندگي كوچ نشيني ادامه دادند بيشتر از همه قرباني سياست هاي نادرست اقتصادي شدند. در اين دوره عشاير كشوره جامعه اي محروم و عقب مانده را تشكيل مي داد كه ميزان بهره گيري آنان از امكانات و خدمات در مقابل جامعه شهري و روستايي بسيار اندك و ناچيز بوده است بيسوادي- كمبود بهداشت- عدم دسترسي به امكانات رفاهي زندگي و غيره از شاخص هاي مهم زندگي عشاير در اين دوره بوده است. اين جمعيت كوچ نشين تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي جامعه اي فراموش شده بود كه در مناطق صعب العبور كوهستاني يا دشتهاي بيكران و لم يزرع، به حال خود رها شده بود.
مبانی نظری تحقیق
اخيراً صنعت گردشگري به منزله يك عامل مهم در ايجاد اشتغال، سرمايه گذاري و توسعه منطقه اي و يك عامل ايجاد انگيزش در اقتصاد عمومي تلقي مي شود توسعه اين صنعت در كشورهاي صنعتي، موجب تنوع درآمدها و كاهش ناهماهنگي در اقتصاد مي گردد و در كشورهاي درحال توسعه فرصتي براي صادرات، توليد ارز و ايجاد اشتغال است در جريان توسعه گردشگري، نواحي عشایری به علت آن كه جاذبه هاي فرهنگي بسياري دارند غالباً مقاصد گردشگري مهمي محسوب مي شوند، با توجه به اينكه ضعف تسهيلات و خدمات موجود در یک عشایر در ارتباط با گردشگري مي تواند موضوعي مشكل ساز باشد، براي عشایری همچون ایل قشقایی طایفه رحیملو كه داراي توان ها و جاذبه هاي متعدد براي توسعه صنعت گردشگري است، توسعه اين صنعت ميتواند بسيار راهگشا باشد. اما كسب اين مزايا و مطلوبي تنها، زماني امكانپذير است كه بستر مناسب آن يعني نهادهاي مدني و زيرساخت هاي اجتماعي نيز فراهم شده باشد. همچنين قبل از هرگونه برنامه ريزي و اجراي طرحهاي تدوين شده، داشتن آمار و اطلاعات از ويژگي هاي گردشگران ضرورتي اجتناب ناپذير است . بنابراين استفاده از مواهب گردشگري جز با فراهم كردن بستر مناسب توسعه گردشگري امكانپذير نيست؛ از اين رو شناسايي جاذبه ها در مرحله اول و برنامه ريزي براي توسعه آنها در مراحل بعدي، امري ضروري به نظر مي رسد. (بهزادفر و زمانیان 2:1386) در عين حال براي رسيدن به بهترين راهبردها در امرگردشگري، همكاري لازم در بخش هاي تحقيقات،اطلاع رساني، توسعه ي محصول، منابع انساني، بازاريابي و نظارت بر اجراي قوانين لازم و ضروري است(شاهنده 47:1378)
ایل قشقائی
قشقائی یکی از دو ایل بزرگ و کهن ایران زمین است. ،جمعیت این قوم را سه میلیون نفر تخمین می زنند که درسراسر استان فارس(که مرکز اصلی قوم قشقایی است)،و درقسمتی ازاستانهای اصفهان، بوشهر، چهارمحال و بختیاری ،کهگیلویه وبویراحمد و خوزستان ساکن هستند.تقریباً دین همه مردم قوم قشقایی ،اسلام و پیرو مذهب شیعه دوازده امامی می باشند. بسیاری از آنها هنوز به صورت سیار در فصول مخـتلف سال از یـیلاق به قـشلاق کوچ می کنند. قـشقاییها همچـون بسیاری دیگر از اقلیتهای نـژادی، ترک تبار هستـند. اینان قومی دلیرند که شکست دادن و تسلیم کردنشان کاریست بسیار مشکل. یكی از مناطق مهم عشایری ایران, استان فارس میباشد و بزرگترین ایل ایران (ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به كوچ روی ادامه میدهند. ایل قشقائى یکى از ایلات مهم ترک زبان ایران است. مرکز اصلى این ایل فارس است. قشقائىها در دورههاى مختلف به تدریج به این سرزمین کوچیده و در آن ساکن شدهاند. عشایر ترکزبان در سراسر ایران پراکنده هستند. استقرار ایلات ترک در مناطق گوناگون ایران در دوران سلجوقیان، مغولان، تیموریان و صفویه شدت یافته است. پارهاى از مورخان مسکن اصلى ایل قشقائى را آذربایجان و تبریز مىدانند, ترانههاى فولکوریک قشقائىها هم این نظر را تأئید مىکند. زبان قشقائیها ترکی قشقائی آمیخته به فارسی است و همه آنها فارسی را خوب میدانند و به آن به آسانی سخن میگوینداین ایل از شش طایفه بزرگ « رحیملو» ،«درهشوری» ،«شش بلوکی» ،«کشکولی بزرگ و کشکولی کوچک و قراچه»، «فارسیمدان»، «عمله» و برخی تیرههای مستقل مانند، «صفی خانی»، «گله زن» و «یلمهای» تشکیل شده است. سازمان ایل قشقائی به ترتیب از فرد تا ایل به صورت زیر است: نفر- خانوار - ایشوم - تیره - طایفه - ایل. هر طایفه از چندین تیره و هر تیره از چندین «ایشوم» و هر چند ایشوم از چند خانوار تشکیل شده است.در سازمان کنونی، هر خانوار یک سرپرست و هر ایشوم که از چند چادر گرد هم که در آن چند خانوار زندگی میکنند تشکیل میشود. یک ریش سفید و هر تیره یک یا دو کدخدا و هر طایفه یک یا دو و یا سه کلانتر دارد. کلانتران که از طبقه خانها هستند از جانب دولت برای رسیدگی به کارهای طایفه خود و برقراری امنیت و انضباط برگزیده میشود. یک یا دو افسر ارتشی نیز برای برقراری انتظامات ایل به نام افسر انتظامی از طرف ارتش برگزیده میشوند.در سازمان کنونی ایل قشقائی، «ایل بیگی» یا «ایلخانی» (ریاست ایل) وجود ندارد و دولت این مقام را از بین برده است. فارسنامه ناصری قشقائیها را از طایفه خلج ترک میداند که از روم شرقی (آسیای صغیر یا آناتولی) به عراق عجم گریختهاند و مینویسد که به همین جهت آنها را «قاچ قائی» یعنی فراری نامیدهاند و واژه قاچقائی رفته رفته به صورت قشقائی در آمده است. برخی نیز مانند «بارتلد» نام قشقائی را از کلمه «قشقا» به معنی اسب سفید پیشانی گرفتهاند.
طایفه رحیملو
طایفه رحیملو یکی از طوایف اولیه و تشکیل دهنده قوم قشقایی به صورت یک واحد سیاسی و اجتماعی می باشد. همچنین قدمت و استقرار و سکونت این طایفه را به استناد سنگ قبرهای موجود درمنطقه ییلاقی جامعه ایلی(محل امامزاده پیرداوود و اشکاء ) قریب به هزار سال درخطه جنوبی ایران(فارس و بوشهر) می دانند و همچنین این طایفه نقش بسزایی درتحولات سیاسی و اجتماعی قوم قشقایی درمنطقه جنوب و سطح کشور در ادوار گذشته به خصوص قاجاریه و پهلوی داشته است. بیشتر مردم این طایفه در شهرهای استان اصفهان( شهرضا و سمیرم) و فارس (آباده و ایزدخواست )و همچنین شهرهای جنوبی همانند دشتستان و تنگستان استان بوشهر ساکن هستند. طایفه رحیملو مردمانی سرخوش و دلشادند به جشن پایکوبی بسیار علاقمندند از اندوه سوگواری گریزان و مستقل که علت وجودی آنان اقتصاد دامداری سنتی وکشاورزی است بخش عظیمی از آداب و رسوم باورها و فرهنگها حول محوردام میچرخد در میان آنان بدهکاری نشانه فقر نیست بلکه شاخصه رونق زندگی است قوانین نانوشته ای دارندکه کمتر کسی از آنان تخطی میکنند.مرگ در جنگ برايشان افتخار است و ساختار اجتماعيشان گونهاي از هرم قدرت را نمايش ميدهد. طایفه رحیملو شامل تیره های 1- رضاکان لو 2- مردان لو 3- قشلاق لو 4-بنیادلو 5- بیگلر 6- تقی بیگ لو 7- حاجیلو 8- مغان لو 9- لشنیو همچنین شامل تیره های کوچکتر اعم از درویش لو- جرکان لو- مکی زارلو- طاهرزارلو- خَرسیمکان لو - حسن شاه لو هستند. که بیشتر این تیره ها در منطقه سرطاق (منطقه ییلاقی) در جنوب شرق شهرستان سمیرم از استان اصفهان نیمی از سال را در آن سپری می کنند. سرطاق همانطور که از اسم آن بر می آید جز بلندترین نقطه ییلاقی در بام ایران یعنی سمیرم به حساب می آید. آب و هوای سرطاق بسیار معتدل و سرد با چشمه سار های روان با آبی کاملا سرد تابستانهایی بیاد ماندنی برای ساکنین خود رقم میزند.
آشنایی با زندگی عشایر قشقایی
عشایر قشقایی اقوام اصیل ایرانی، آخرین بازماندگان روزگاری هستند كه نیاكان ما هنوز یكجا نشین نشده بودند، زندگی عشایری فرصتی مغتنم برای رونق گردشگری و جذب جهانگردان است. ادبیات و موسیقی ایل قشقایی و ایلات اقوام مختلف ایرانی مملو از اشعار و مقام هایی است كه تنها درباره كوچ سروده شده است، شاید این كوچ مداوم یادآور آن باشد كه این دنیا محلی برای قرار نیست و عشایر در میان گونه های مختلف زیست بشری بیشتر با این فلسفه مانوسند. كوچ نشینی كهن ترین شیوه زیست بشر است كه پابرجا بودن آن تا عصر حاضر از بزرگ ترین جاذبه های این شیوه معیشت است و همین شیوه خاص زندگی سبب شده ایلات و عشایر «دیدنی ترین جاذبه عصر تكنولوژی» لقب بگیرند. عشایر به شیوه ای جذاب و باورنكردنی طی قرن ها و سال های طولانی اقدام به حفظ سنن و آداب و رسوم گذشته خود نموده اند و این اصالت به جاذبه ای برای صنعت گردشگری تبدیل شده است.مسكن عشایر و نوع زندگی آن ها، زبان و موسیقی، غذاهای محلی، صنایع دستی، رقص و لباس های محلی به همراه آیین های به جای آوردن جشن های عروسی و محلی از مهم ترین جاذبه های ایلات و عشایر است. بارزترین مشخصه ایلات و عشایر شیوه زیست آنان است كه بر خلاف یك جا نشینان روستایی و شهری, در كوچ و نقل و انتقال دایمی سیاه چادرها و رمه های خود هستند. عشایر كوچ رو كه یكی از جاذبه های مهم گردشگری فرهنگی به شمار می آیند در همه نقاط ایران, در حوزه های غرب و جنوب غرب، شرق و جنوب شرق، شمال غرب، شمال شرق و مركزی ایران ایلات و عشایر پراكنده شده اند. به طور كلی نوع مسكن میان ایلات و عشایر را می توان به دو دسته خانه و سیاه چادرتقسیم كرد:
خانه مساكنی است كه مصالح آن از چوب یا مواد بنایی مانند خشت و گل، آجر و سنگ و غیره است و بیش تر در نقاط قشلاق هر ایل یا دهكده هایی كه از سوی ایلات مسكون برای تمام ایام سال بنا شده یافت می شود و جنبه دایمی دارند. چادر نیز در میان بیش تر چادر نشینان عمومیت دارد و با وضعیت زندگی آن ها مناسب است. چادرها را می توان در مدت كوتاهی از روی زمین برچید و بر پشت چارپایان برای بردن به ناحیه ای دیگر حمل كرد. طرح چادرها معمولا یا دایره شكل و یا مستطیلی است. هر یك از ایلات و عشایر یاد شده دسته ها و رده بندی های ایلی خاص آن منطقه كه به تفصیل در مناطق مورد نظر آورده خواهد شد را رعایت می كنند و آداب و رسوم و شیوه های زندگی هر یك از این اقوام با یك دیگر تفاوت های اساسی دارند كه همه این تفاوت ها و گونه گونی ها سبب شده كه ایلات و عشایر به عنوان جاذبه های دیدنی عصر تكنولوژی به شمار آیند. چرای گله ها و رمه های عشایر در هر سوی مرغزار تصویر زیبایی را در مقابل چشم بیننده ترسیم می كند، تعدادی از گله های ایل نیز در دامنه سر سبز كوه های اطراف در حال چرا هستند. اینجا می توان نفسی عمیق كشید و به قول سهراب سپهری ریه ها را پر و خالی كرد از هوایی كاملا سالم، سینه ات را پر كنی از هوایی كه جادویی است. زندگی عشایر با طبیعت آمیخته است و تعامل دوسویه انسان با اكوسیستم طبیعی را نشان می دهد و از آن جا كه زندگی عشایری در بسیاری از كشورهای جهان جای خود را به زندگی شهری و روستایی داده است، بسیاری از گردشگران مشتاق دیدار و آشنایی با این گونه از زندگی هستند.طبیعت گردی با هدف تماشای كوچ نشینان و بررسی جنبه های گوناگون زندگی این مردم، در دورانی كه جمعیت شهرنشین به صورت تصاعدی رو به رشد می باشد و مردم فریفته زرق و برق زندگی شهری شده اند، می تواند در اكوتوریسم ایل قشقایی معنا پیدا كند.عشایر مردمانی هستند كه در عصر فن آوری با كمتری ابزارآلات، در همنشین با طبیعت به سادگی زندگی را می گذرانند وآنها به سادگی اجداد و شبكه خویشاوندی ایل، اعم از ایل، طایفه، تیره، تش و اولاد و خانوار را میشناسند.زندگی عشایری یك دنیای هیجان انگیز و درعین حال پرمشقت است، برای توسعه توریسم عشایری در قشقایی برنامه مدونی وجود ندارد.در زمینه برگزاری تورهای گردشگری عشایری میتوان برای مشاركت عموم مردم و خصوصا جوانان و دانشجویان در این تورها برنامه ریزی كرد.اختصاص بخشی از نمایشگاه های استانی و كشور به نمایش آداب و رسوم زندگی عشایری و ارایه غذاهای سنتی، سیاه چادرها و صنایعدستی كاری مناسب و مطلوب برای جذب گردشگر علاقه مند به زندگی عشایر است.گردشگری عشایر با معرفی غذاها، نحوه زندگی، استفاده درست از طبیعت و دیگر موارد، فرهنگ و اصالت اقوام ایرانی را به نمایش می گذارد. رونق گردشگری عشایر را درسایه تبلیغات موثر یك ضرورت دانست برنامه ریزی برای تورهای ویژه تماشای زندگی عشایر در ییلاق و قشلاق بهترین نوع تبلیغ برای گردشگری عشایر است.از آنجایی كه زندگی شهری در عشایر چهار محال و بختیاری رخنه چندانی نداشته سبك زندگی این عشایر می تواند به عنوان پایلوت گردشگری عشایر دركشور معرفی شود.برگزاری تورهای ویژه برای آشنایی با زندگی مردم عشایر با هماهنگی اداره امور عشایر میسر می شود و تنها به وسیله نقلیهای برای سفر و مكانی برای اقامت نیاز دارد.فروش گبه، لبنیات، لباس محلی و صنایعدستی عشایر به گردشگران موجب توانمند سازی این گروه از اقوام اصیل ایرانی می شود.كاهش میزان روان آب ها، كاهش آبدهی چشمه و قنوات، كاهش تولید علوفه در مراتع عشایری، كاهش تولید در دیمزارها، گرم شدن هوا و كوچ زود هنگام، چرای زودتر از موعد مراتع، شیوع بیماری های واگیر، عدم باروری به دلیل تغذیه نامناسب موجب شده كه جامعه عشایری با تهدید جدی روبرو شود و در صورت تداوم این شرایط اشتغال وامنیت عشایر و همچنین تولیدات حاصل از دو میلیون راس دام سبك به مخاطره می افتد. عشایر به دلیل مهارت در استفاده از منابع تجدید شونده و استفاده از مراتع در تولید گوشت قرمز نقش بسزایی دارند و به دلیل وابستگی شدید اقتصاد عشایری به دام و وابستگی تولید در جامعه عشایری به مرتع بیشترین خسارات در اثر حوادث غیرمترقبه از جمله خشكسالی را متحمل می شوند. فعاليت عمده عشاير بر پايه دامداري و دامپروري است كه در جوار آن از فعاليتهاي كشاورزي و باغداري و همچنين صنايع دستي نيز بهره ميگيرند كه البته دامداري و دامپروري بعنوان فعاليت شاخص بخصوص با توجه به توليدات و فرآوردههاي دامي و زراعت و باغداري و گاهاً صنايع دستي بعنوان فعاليتهاي مكمل در زندگي عشاير نقش دارند. (فاضلی،1382)
آموزش عشایری
نخستین بار شهید مدرس در سال ۱۳۰۳ در مخالفت با سیاست تخته قاپو و اسکان عشایر در پیامی که به دست رحیمزاده صفوی، مدیر روزنامه آسیای وسطی، برای احمدشاه فرستاد، چنین نوشت: «آیا تربیت ایلات غیر از تخته قاپو راهی ندارد؟ آیا نمیتوان برای ایلات مدارس سیار عشایری و برنامه متناسب درست کرد که اصول وطنپرستی و مسایل صحی و بهداری و وسایل ضروری فلاحتی به آنها آموخته شود.» اما این اندیشه چندان مورد توجه قرار نگرفت. در دوره پهلوی وزارت فرهنگ برای باسواد کردن(آموزش زبان فارسی) قشقائیها اقدامات مؤثری نموده و در هر تیره و طایفهای به تناسب شماره آنها، دبستانهای عشایری دائر کرد. برنامه ریز و بنیانگذار مدارس عشایری، پروفسور محمود حسابی است که در سال 1330 که به عنوان وزیر فرهنگ در کابینه دکتر مصدق فعالیت می کرد اقدام به ایجاد اولین مدارس عشایری به ریاست محمد بهمن بیگی نمود. دختران و پسران در کلاسها به صورت مختلط درسهای تابستانی را یاد می گرفتند و سپس برای ادامه تحصیل به شهرهای پیرامون مانند شیرازمی رفتند. این دبستانها هم در درون چادر و هم در اتاق تشکیل می شد و آموزگاران آنها از جوانهای تحصیل کرده ایل برگزیده می شد و حداقل کارنامه قبولی دوره دبیرستان را داشتند. برگزیده شدگان قبل از آن که به کار آموزگاری بپردازند یک سال در دانشسرای عشایری فارس روش آموزش نونهالان را می آموختند و سپس مامور نقاط گوناگون ایل نشین می شدند.
الگوی کوچ نشینی
عشایر کشور در شرایط کنونی از نظر الگوی زیست به سه گروه عمده و متمایز نقسیم می شوند: عشایر صحرانشین، نیمه صحرانشین و یکجانشین
عشایر صحرانشین :
این گروه از عشایر، کوچ رو محض بوده و فاقد ساختمان و خانه چینه ( خشت و گلی) در ییلاق و قشلاق می باشند وتمامی سال را در زیر چادر یا سرپناهی متحرک به سر می برند.زندگی اقتصادی این گروه عمدتاً متکی بر دامداری و مرتع، منبع اصلی تأمین خوراک دام است. اکثریت این گروه از عشایر را بهره برداران فاقد زمین تشکیل داده اند.
عشایر نیمه صحرانشین :
گروهی از عشایر کوچ رو که در قشلاق یا در ییلاق و یا هر دو دارای خانه بوده، نیمه صحرانشین تلقی می شوند. این گروه مدتی از سال به ویژه زمستان و ماهای سرد را در خانه خشت و گلی یا در بناهای ساخته شده از مصالح سخت به سر می برند.اکثریت خانه ها و بناهای ساخته شده عشایری در قشلاق است و مدت اقامت در قشلاق نیز بیش از ییلاق است. به همین جهت در زمستان تشخیص عشایر نیمه صحرانشین از روستاییان دشوار است.زمینه اصلی فعالیت این گروه از عشایر نیز دامداریست. ولی با زراعت و باغداری در ییلاق و قشلاق یا هر دو قلمرو توأم است. تأمین غذای دام صرفاً متکی به مراتع نیست و تعلیف دستی به ویژه در قشلاق یه مرور اهمیت بیشتری یافته است.
عشایر یکجانشین :
این گروه از عشایر در قشلاق یا ییلاق به طور دایم اقامت گزیده اند و بخشی از آنان به رمه گردانی دام در مراتع پیرامون کانونهای استقرار بسنده می کنند و برخی نیز فقط دامهایشان را برای استفاده از علوفه مرتعی به عشایر خویشاوند گروه اول و دوم می سپارند. در مواردی نیز علیرغم تمرکز فعالیتهای زراعی در قلمرو استقرار دایمی، از نسق زراعی خود در قلمرو دیگر، به شیوه های متفاوت مانند اجاره اراضی استفاده می کنند. الگوی زیست این گروه از عشایر که به دلایل متعدد زندگی چادرنشینی را رها کرده و یکجانشین شده اند، روستایی است. گرچه هنوز پای بندی، وابستگی و علایقی به زندگی عشایری دارند که متناسب با قدمت استقرار، این پیوندها گسسته می شود. البته در این گروه طیفهای متفاوتی وجود دارد که بخشی از آنان دارای شرایط بالقوه ای برای کوچ می باشند. در گذشته نیز بارها عشایر یکجانشین پس از مدتها استقرار و آبادی نشینی، مجدداً چادرنشینیانی کوچ رو شده اند، به ویژه عشایری که به اجبار با تخته قاپو و یا به دلیل استیصال و فقر اسکان یافته اند. چنانکه پس از انقلاب اسلامی و در گرما گرم جنگ نیز جماعتهایی از عشایر اسکان یافته به کوچ روی آورده اند. )پاکزاد ،1375)
قابلیتهای گردشگری عشایری
با توجه به سبك زندگي امروز و پيشرفت صنعت و تكنولوژي زندگي در دامان طبيعت مي تواند براي بسياري از مردم جالب و ديدني باشد.از آنجا كه زندگي عشايري در بسياري از كشورها از بين رفته، خود اين موضوع كنجكاوي بسياري از گردشگران را جلب ميكند تا با اين نوع زندگي آشنا شوند. موضوع ديگر اينكه عشاير ايران به همراه افغانستان، تاجيكستان، چين، شمالغربي آفريقا و كوههاي كليمانجارو تنها عشايري هستند كه كوچ عمودي(از كوه به دشت و برعكس) دارند و همين دست و پنجه نرم كردن با طبيعت متفاوت، شيوه خاصي از سبك زندگي را برايشان پديد آورده كه منحصر به فرد و در نوع خود مترقي و شگفتانگيز است.زندگي اين عشاير با طبيعت آميخته است.آنها به سادگي اجداد و شبكه عشايري خود، اعم از ايل و طايفه و تيره و اولاد و خانوار را ميشناسند.
۱-آدابورسوم:
عشایر دارای آئینها، جشنها، بازیهای محلی (رقص چوب)، سرودها، نغمه و آهنگ و موسیقیهای ویژه ، مراسم ویژه عشایری مانند اسبسواری و غیره هستند که همراه با اخلاق، ارزشها و باورهای ایرانی غنی نشأت گرفته از طبیعت، جاذبههای فرهنگی ایلات را در خود جای داده است. در این زمینه بهعنوان مثال میتوان به آداب و رسوم ترکمنهای ایران به خصوص در قالب اعیاد و مراسم مختلف چون ازدواج، مراسم طلب باران و همراه با آن بازیهای ترکمنی اشاره کرد.
۲-مسکن:
یکی از زیباترین جاذبهها در زندگی عشایری نوع سرپناه عشایر نقاط مختلف ایران است. محل استقرار عشایر به دلیل نوع خاصی زندگی، شکل مساکن و چشماندازهای زیبا میتوانند مکانی برای جایگاه موقتی و برای فرار از فشارهای مختلف زندگی پیشرفته شهری باشد.تصور همراه شدن با انسانهایی که ساده و سبک بار سفر میکنند و هر روز با طی مسیری چند فرسخی سیاهچادر خود را در این دشت و صحرا برپا میکنند، برای بسیاری از گردشگران هیجانانگیز است و آنان را علاقهمند تجربه کردن این سبک زندگی میکند؛ اقامتگاهی که با هتلهای امروزی تفاوتهای بسیاری دارد. آنچه جذابیت زندگی در چادر را برای گردشگران صدچندان کرده و در واقع بدان روح میدمد، ویژگیهای فرهنگی عشایر در مواردی چون بر پایی جشنها است و حتی زندگی بسیار ساده و ابتدایی است. در این زمینه میتوان به سیاهچادرها و آلاچیقهای ترکمن اشاره کرد. شکل مساکن عشایری تحت تأثیر ترکیب جغرافیایی هر ناحیه، گذشته از شرایط فیزیکی و طبیعی از عواملی مانند قدمت، حوادث تاریخی، مذهبی و قومی نیز متأثر میشود که در جـذب گـردشگران بسیار مؤثر است.
3-چادر
چادرهای ایلی را که «بوهون» خوانده میشود، از موی بز و به رنگ سیاه میبافند. این چادرها به شکل مستطیل است و از چند بخش گوناگون: سقف، لتفهای اطراف چادر، تیرکها، چند قطعه «کمَّج» یا «کمجِّه»، بندها، میخهای بلند چوبی، میخهای کوچک چوبی که به نام «شیش» خوانده میشود و لفاف یا «چیق» یا «نی چی» اطراف چادر تشکیل شده است. لتفها از جنس سقف و به رنگ سیاه بافته میشوند. پهنای لتف یک متر و درازای آن نامعین است و گاهی تا ده متر میرسد. لتفها با میخهای کوچک چوبی «شیش» به سقف متصل میگردند. تیرکها و کمجها نگهدارنده سقف چادرند. سر تیرکها در زیر سقف، در سوراخ کمجها قرار میگیرد. شکل چادر در تابستان و زمستان فرق میکند. در زمستان بیشتر تیرکها در میان و سراسر چادر قرار میگیرند و سقف را به شکل مخروط درمیآورند تا هنگام ریزش باران، آب از لبه سقف و به زمین بریزد. پیرامون چادر نیز جوی کوچکی حفر میکنند که آب باران در آن جاری میشود ولی در تابستان و بهار تیرکها را در اطراف چادر قرار میدهند تا سقف صاف و هموار باشد. در تابستان چادر تنها در بخشی که اسباب خانه و رختخوابها قرار میگیرد دیوار دارد. در زمستان و پایان پائیز سه طرف چادرها با لتف پوشیده میشود و تنها راه ورود و خروج، یک ضلع پهنای چادر است. «نی چی» یا «چیق» حصیری است از زنی که از درون، دورادور بخش پایین چادر گذاشته شود تا چادر، از دید خارج، باران و سرما محفوظ بماند. باید دانست که بیشتر لوازم زندگی و خواربار و رختخواب و پوشاک و وسایل دیگر را در جوالها و خورجینها و خوابگاهها یا چمدانها میگذارند و آنها را در امتداد درازای چادر منظم و مرتب روی هم میچینند و گاهی یک جاجیم بزرگ منگوله دار و زیبا بر روی سراسر آنها میکشند.بجز چادرهای سیاه که چادر رسمی ایلی است، چادرهای برزنتی سفید یا اخرائی رنگ دو پوششه آفتاب گردان یا مخروطی برای پذیرائی مهمانها و برای استفاده در جشنها و عروسیها نیز وجود دارد. در جشنها دامن این چادرها را بالا میزنند تا تماشاچیان صحنه را بهتر ببینند. گاهی در درون این چادرها شستشو میکنند. چادرهای دو پوششه را در اصفهان میسازند. بجز این چادر، یک نوع چادر کوچک مستطیلی شکل از کرباس سفید رنگ نیز دارند که ویژه آبریزگاه است. چادر آبریزگاه به وسیله تجیری از میان به دو بخش مجزا تقسیم میشود و در قسمت وسط آن چاله کوچکی کندهاند.به تازگی برخی از خانهها برای آرامش بیشتر در ییلاق و قشلاق خانههای سنگی یا آجری ساختهاند.
4-پوشاک:
نوع پوشاک عشایر مخصوصاً زنان ایل که گویای فرهنگ غنی آنهاست، نشأت گرفته از محیط طبیعی و باورهای فرهنگی و شیوه زندگی آنهاست. مردم کوچنشین از نظر پوشاک فرهنگ بسیار جالبی دارند به طوری که لباس آنها بهویژه لباس زنان آنان، شهرت جهانی دارد. در این زمینه چند عامل دخالت دارد: 1. مسئله قومی و فـرهنگی که بـا شکوفایی اسـتعدادها و سلیقهها همراه است. 2. وجود مواد اولیه بافت پارچه و پوشاک نظیر مو، پشم گوسفند، کرک، پنبه و ابریشم که در سـطح مناطق عشایری تولید میشود. 3. نیاز به انواع پوشاک در ارتباط بـا مـحیط و ویژگیهای قومی: مثلاً برای فرار از سرما به انواع کلاه پشمی و پوششهای نمدی نیاز دارند یا زنها برای حـفظ وجاهت خود، از لباسهای بلند و روسریهای رنگین و جالب استفاده میکنند، اما شکل، دوخـت، انـدازه و انـتخاب رنگها در طوایف کوچنشین نوعی وحدت فرهنگی به آنان بخشیده که علاوه بر مرغوبیت و جاذبیت، شـهرت ویژهای نیز برای این جـوامع کوچنشین فراهم کرده است. بهعنوان مثال میتوان بـه پوشـاک ایل شاهسون اشاره کرد که ترکیبی از لباس همه سـاکنان ایران اسـت.
5-صنایع دستی:
تولیدات صنایع دستی عشایر نیز شهرت جهانی دارد. در میان عشایر هنوز زیباترین هنر دستی قالیبافی است كه آمیزهای از كار و تلاش و هنر است كه با دستهای سختكوش زنان عشایر بافته میشود.گبه بافی نیز همچون قالیبافی از جمله بافتههای عشایر است. گبه تجلی زیبایی طراوت و شادی زندگی عشایری است كه مانند پیراهن رنگ به رنگ زنان ایل موجی از رنگهای شاد طبیعت را در خود جای داده است.زمینه اصلی این فرش، دشتهای سرسبزی است كه عشایر در آن زندگی میكنند. گویی تمام زیباییهای طبیعت در زمان كوچ با دست دختران و زنان هنرمند قشقایی به این فرشهای كوچك نقش بسته است.گلیم قشقایی شاهكاری از هنرمندی زنانی است كه به تنهایی (پس از چیدن پشم) ریسندگی، رنگآمیزی، چلهكشی و بافت گلیم را برعهده دارند. گلیمهای اصیل قشقایی از پشم صد درصد خالص تهیه، شسته و سپس بافته شدهاند.قطر الیاف آنها بسیار نازك و خامه مصرفیشان بسیار ظریف است. شاید بتوان گفت ثبات رنگ در مقابل شستشو و نور مهمترین عاملی است كه موجب شهرت گلیم قشقایی شده است. از دیگر عواملی كه گلیم قشقایی را سرآمد گلیمهای جهان كرده، فشردگی و ریزه كاریهای آن است.جاجیم نوع دیگری از دست بافتههای عشایر است. جاجیم در لغت به معنی پلاس است و از نخهای رنگین و ظریف پشمی یا پنبهای یا مخلوط هر دو بافته میشود.كاربرد این فرش در ایلات و عشایر زیاد است و به عنوان روانداز و محافظ سرما مورد استفاده قرار میگیرد. جاجیم بافتهای خشن و زبر است ولی با استفاده مداوم از آن، در اندك مدتی لطافت و ظرافت پیدا میكند. صنایع دستی برخاسته از نیازهای اولیه مردم کوچنشین در تطبیق با محیط جغرافیایی و فناوری سنتی حاکم بر مناطق عشایری است. جاذبههای هنری عشایر در صنایع دستی و بافندگی متبلور میشود که تأثیر گرفته از سنن، آدابورسوم و محیط طبیعی و تجلی زیبایی، طراوت و شادی زندگی عشایری است که زمینههای اصلی آن مناظر و دشتهای سرسبز است که عشایر در آنها زندگی یا در مسیرهای آن کوچ میکنند.
6-موسیقی:
اصیلترین آوای موسیقی را میتوان در میان کوچنشینان یافت، زیرا میراث انسانهای گمنامی است که قرنها سینه به سینه و نسل به نسل حفظ شده است و عشق، عاطفه، مردی، شجاعت و رشادت در هر لحظه آن تبلور یافته است. در این زمینه میتوان بـه مـوسیقی «چـمن» در جوامع کوچنشین ایلام اشاره کرد که در سوگ افراد اجرا مـیشود. موسیقی در زندگی کوچنشینان از تولد تا مرگ جایگاه خاصی دارد. موسیقی تجلی خواستهها و نیازهای یك ایل یا یك قوم را به صورت عملی در موسیقی آن قوم میتوان دید. موسیقی یك ایل مثل همه چیز ایل، رنگ و شكل خاصی دارد و همانقدر كه ساده است زیبا و دلفریب نیز است. این موسیقی هرچند نتوانسته از قید غم و اندوه رهایی پیدا كند، ولی در بسیاری از آهنگها و بویژه آهنگهای رقص و تصنیف شادابی دیرین خود را به نحو كاملی حفظ كرده است. نی، ساز و دهل ابزارهای نواختن هستند كه در موسیقی عشایر ایل قشقایی جایگاهی خاص دارد و معمولا در آیینهای شاد و حتی در سوگواریها از برخی از آنها استفاده میشود.
7-ادبیات عامیانه:
ادبیات برخاسته از جـوامع کوچنشین خارج از جلوههای فرهنگی نخبهگرا، بازگوکننده تمامی واقعیتی است که مردم این جوامع با آن سر میکنند. آنها افسانهها و اسطورههای خاص خود را دارند، به زیبایی شاهنامه میخوانند، بر داستانهای عامیانه اشراف دارند و برای شبهای بلند همیشه داستانهایی برای سرگرمی و گذران وقت دارند که از مینا زندگی واقعی سرچشمه گرفته است.عشایر ایران، اقوامی هستند كه در گذر از قرن ها زندگی دسته جمعی، به شیوه ای زیبا و باورنكردنی، ساختار فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ كرده و در عصر تكنولوژی، عنوان دیدنی ترین جاذبه را به خود اختصاص داده اند.كوچ عشایر، به طور قطع یكی از زیباترین جاذبه های گردشگری ایران محسوب می شود، جاذبه ای خاص كه با برنامه ریزی اصولی، می تواند سهم عمده ای از درآمد گردشگری را به خود اختصاص دهد.
مزيتهاي زندگي عشايري
جذابیتهای زندگی عشایر، راهی برای سروسامان دادن به صنعت گردشگری کشور هر چندکه مظاهر تکنولوژی از بکر بودن زندگی عشایری کاسته است و آن را تحت تاثیر قرار داده است، اما همچنان کوچ نشینان بسیاری از سنتها و ارزشهای اصیل ایرانی را حفظ کرده اند و دیدنیهای زندگی عشایر کشور می تواند جذابیتهای بسیاری برای گردشگران داخلی و خارجی داشته باشد و به صنعت توریسم کشور کمک کند. در دامنه كوههاي سرسبز و دشت هاي پهناور كوچ نشينان عشاير طبيعت را زندگي مي كنند. طبيعت روح نواز دشت و كوهستان به همراه تصویری هفت رنگ از چادرهای سفید که مردانی در آن اتراق کرده اند و زنانی زیبا با دامنهای پرچین و رنگارنگ, در اطراف آنها مشغول به كار و فعاليت هستند، دل بیننده را به مهمانی رنگها می برد. طبیعت سرسبز، گوسفندان ایل و بزغاله های زیبای نورسیده آنها را در دامن خود می پرورد و نوای زنگوله های این موجودات به همراهی صدای خلخال پاهای زنان عشایر سمفونی کوچ ایل را با هم می نوازند.آنها با طبيعت يكي مي شوند و در مسير باد قدم مي گذارند.اين زندگي بي دغدغه اما هميشه با آسودگي همراه نيست و گه گاه طبيعت دلش براي تنهايي تنگ مي شود و به حضور عشاير اعتراض مي كند. عشاير بعنوان جامعه سوم ، زندگيشان دائماً با طبيعت و عوامل طبييعي عجين و لاينفك است ، بطوريكه عوامل طبيعي بيشترين تأثير را بصورت مستقيم بر زندگي آنان دارد ، بدين ترتيب زندگي آنان داراي مزيتهاي ذيل ميباشد .
۱- خودكفايي و عدم وابستگي نسبت به جوامع روستايي و شهري
۲ - ساده زيستي و عدم تجملات
۳- پايبندي به آداب و سنن و روابط قومي
۴ -داشتن زندگي مبتني بر دامداري و كشاورزي
۵ -پايبندي به حفظ شرف ، دين و ميهن
شعری به زبان ترکی قشقایی
مظلوم چکَر رنج و محنت انتظار ظالم تاپار خلق مالینان اعتبار
ناکس بولور نیرنگاینن اقتدار دؤز یولونان سلطان اولماق یالاندیر
محمد دییَر شیرین عمرؤنگ باش اولور نازبالیشینگ بیردن اینچه داش اولور
یاخچی یامان راز و رمزینگ فاش اولور غافل اولمادؤنیا خواب گراندیر
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات
اگرچه مشغلههای زندگی ماشینی این روزها به زندگی عشایری نیز رسوخ كرده و كوچ ماشینی جای خود را به كوچ سنتی سالهای پیشین داده، اما هنوز رگه هایی از زندگی سنتی و ایلی را میان طوایف عشایر میتوان دید كه بیانگر عمق فرهنگ و زندگی سنتی عشایر این اقلیم است. ویژگی های فرهنگی عشایر قشقایی بیشك یكی از مهمترین جاذبههای گردشگری در جلب گردشگران مختلف ایرانی و خارجی است كه آداب، موسیقی و صنایع دستی از جمله این ویژگیهاست.
راه كارهاي مناسب براي جذب توريست را چنين میتوان برشمرد: "فراهم كردن زمينه هاي لازم براي شناساندن ابعاد مختلف زندگي ايلات و عشاير و اقوام ايراني به اشكال موزه اي ، برگزاري جشنواره فرهنگي ، آئيني ، علمي – پژوهشي مرسوم عشاير ، نمايشگاه هنر و صنايع دستي توليدات عشايري و معرفي خدمات و مفاخر عشاير براي دعوت توريست به كشور و همچنين ايجاد محيط – فضاي مناسب براي گردهمايي هاي تخصصي، انجام مطالعات و پژوهش هاي تاريخي، فرهنگ شناسي، مردم شناسي، روان شناسي اجتماعي و جامعه شناسي ايلات و عشاير و اقوام از طرق ايجاد بانك اطلاعات تمركز اسناد و مدارك، فراهم آوردن زمينه عرضه و فروش انواع توليدات و صنايع دستي و آفرينش هاي هنري عشاير را هم نبايد فراموش كرد.از اين طريق هم مي توان به وضعيت اقتصادي عشاير سامان داد و هم با جذب گردشگران ارز وارد كشور كرد. با عنايت به اينكه شيوه زندگي عشاير درمقايسه با جوامع شهري و روستايي كمتر در معرض دگرگونيهاي حاصل از تغيير و تحولات اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي قرار گرفته است از اين جهت عشاير جزو ميراث داران و حاملان بخشي از فرهنگ ، ارزشها و سنتهاي اصيل ايران زمين هستند .
۱-افزايش و تفكيك اعتبارات تسهيلاتي جهت ايجاد اشتغال براي عشاير
2-بيمه خدمات درماني تمامی خانواده های عشاير
3-بيمه دام و محصولات کشاورزی عشاير
4-خريد تضميني دام و محصولات دامي و لبني عشاير
5-رفع مشكلات تردد عشاير
منابع
1- پاکزاد، جهانشاه. 1375 . هویت و این همانی با فضا(106-100).
2-فاضلی ،محمد (1382) مصرف و سبک زندگی
3-رضوانی، زاده نورالدین (1383) بررسی تاثیر ارتباطات در تمایل به تغییر سبک زندگی در جامعه عشایری
4- محمد بهمن بیگی، عرف و عادت در عشایر فارس (تهران انتشارات آذر 1322ص62)
نقش فرهنگ و اداب و رسوم زندگی عشایری در جذب توریست (نمونه موردی: ایل قشقایی طایفه رحیملو)...ما را در سایت نقش فرهنگ و اداب و رسوم زندگی عشایری در جذب توریست (نمونه موردی: ایل قشقایی طایفه رحیملو) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38